Daimon

عاشق


گفتی به احترام دل باران باش. باران شدم و به روی گل باریدم/

گفتی که ببوس روی نیلوفرو از عشق توگونه های اورا بوسیدم/

گفتی ستاره شو,دلی روشن کن من هم بر گل ستاره ها تابیدم/

گفتی که برای باغ دل پیچک باش بر یاسمن نگاه تو پیچیدم/

گفتی که برای لحظه ای دریا شو دریا شدم و تو را باساحل دیدم/

گفتی بیا و لحظه ای مجنون باش, مجنون شدم وز دوریت نالیدم/

گفتی که شکوفه کن به فصل پاییز گل دادم و با ترنمت روییدم/

 

گفتی بیا و از وفایت بگذر از لهجه ی بی وفایت رنجیدم.گفتم که بهانه ات برایم کافیست معنای لطیف عشق را فهمیدم



+ نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱٢ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ توسط محمد جواد جهانگیری نظرات ()

درباره ی من




مدیر وبلاگ :

محمد جواد جهانگیری

منوی اصلی

آرشیو

موضوعات وبلاگ

نویسندگان



پیوند های وبلاگ

رنگینک
سما 52
گلستان
باران سبز
My Rubik
نگارستان
TCENG.ir
از نگاه من
تینتیریول ها
..:::باران:::..
Out of Mind
زیر چتر زندگی
Moon Reader
Silent Sound
WANTED BOY
دستهای خالی
پاسبان حرم دل
.: بهار پاییزان :.
منو دوست جونیم
فقط برای امروز ....
باور نکردنی ها !!!
اخبار فناوری اطلاعات
قصه عادت (کیانا جووون)
آموزش ها و رتبه سنج گوگل
my painting with color pencil
بنویسیم عشق بخوانیم مزخرف
همدم ملیسا...!؟ تنهایی و خداش

ابزار











   RSS  

Powered By : Daimon

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ vampire محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط Daimon

رفتن به بالای صفحه


Daimon