Daimon

خاطرات شمال محال یادم بره :


سلام به همه ی شما دوستان عزیز امروز بعد از چند روز خوابیدگیه  سایت (گنده اومدم همون وبلاگنیشخند) تصمیم گرفتم خاطرات سفرمونو به تهران،قم،شمال بنویسم . هر وقت اینو میگم یاد تیکه کلام مسعود می افتم که میگه شوش،مولوی،راه آهننیشخند.

یاد حرف خواهر محترمه حمیرا افتادم که میگه : خاطرات شمال محال یادم بره . خب راست میگه دیگه این همه خاطرات خوب با بچه های گل روزگارو کی میتونه یادش بره ؟؟!!

پنج شنبه از ناحیه بسیج دانشجویی که تو کوهسنگی 6 بود راهی سفر شدیم و بار سفر بستیم (یاد یک آهنگ جواد یساری افتادم) جاتون خالی افطار شب اول نیشابور بودیم که کلی چسبید .

 


تو عکس معلومه که مسعود حسابی سیر شده چون نمیخواست از کنار سفره اون ورتر بره نیشخند.

بعد از افطار و استراحت مختصر راه افتادیم . شب اول من که نتونستم بخوابم چون هر کاری کردم ابعادم با ابعاد صندلی اتوبوس جور در نمی اومد،کف اتوبوس هم نمیشد خوابید چون قبلا" رزرو شده بود.دیگه داشتم تصمیم میگرفتم برم عقب و کنار عمو راننده بخوابم شیطان چون عقب اتوبوس جا خواب مخصوص راننده بود.دیگه سرتونو به درد نیارم شب اول سر هم اگه کلا" یک ساعت چرت زده باشم،ولی خواب ابدا نشد.فرداش کلی سعی کردیم به نماز عید فطر برسیم که در دانشگاه تهران و پشت سر آیت الله خامنه ای بخونیم که به سلامتی شما به ته دیگش رسیدیم و آیت الله خامنه ای داشتن دعا می کردن و تموم شده بود . گفتیم چیکار کنیم ؟ به نماز که نرسیدیم حد اقل بریم با دانشگاه تهران یه دوری بزنیمنیشخند.خلاصه رفتیم باهاش یه دور زدیم و چند تا عکس گرفتیم

 

 

آها راستی با مترو رفتیم دانشگاه تهران،که تو مترو هم کلی عکس گرفتیم و کلا" همه ی تهرونو بهم ریختیم شیطان. بر گشتنا هم باز با مترو رفتیم اما با مترو رفتیم حرم امام که باز هم کلی عکس گرفتیم به حدی که گوشیم شارژش تموم شد و خاموش شد ناراحت

 

 

 

 

زیارت کردیم و سوار اتوبوس شدیم و رفتیم قم.به قم که رسیدیم اول رفتیم خوابگاهمون که حالت یک حسینیه داشت اما جای خیلی باحالی بود.نهارو اونجا بودیم. بعد از نهار یه 2 ساعتی چرت زدیم بعد رفتیم زیارت.بازم جای همتون خالی خیلی چسبید.

 

بعد از قم هم رفتیم جمکران و اونجا هم زیارت کردیم ابرو(نماز اینا خوندیم)

 

 

 

زیارت که تموم شد تصمیم گرفتیم بریم سوغاتی بخریم،سوغاتی هم که میدونین دیگه قم سوهان داره،البته چیزای دیگه هم داره اما ما فقط سوهان خریدیم .

سوار اتوبوس شدیم و راهی رفتن به  شمال شدیم.من از بس خسته بودم هر جور بود ابعادمو با ابعاد صندلی اتوبوس جور کردم و خوابیدم و در همین حین بود که سرم کلاه رفت چون شام نخوردم و گشنه موندم . مسعودم مثل من سرش کلاه رفت چون اونم خوابیده بود.ناراحت

بعد از نماز صبح نشد بخوابیم،رفتیم پیش عمو راننده و شروع به چایی خوردن و تخمه شکستن شدیم تا رسیدیم به محل اقامتمون(هر کی ندونه میگه اینا کجا رفتن ؟ اقامت) در شمال،که اسمش اردوگاه سردار شهید فرومندی بود

 

که اونا هم خیلی لطف داشتن و یه لیست دادن که ما اینو قبول نمیکنیم ،ما اونو قبول نمیکنیم،مسئولیت این با خودتونه . . . دیگه کم مونده بود بگن اگه کسی هم شمارو کشت به ما ربطی نداره(که ربط نداشت دیگه) از اینا بگذریم.رفتیم وسایلمونو گذاشتیم تو نمازخونش که خیلی اپن بود وبیشتر بهش میخورد آلاچیق باشه تا نمازخونهتعجب

 

 بعد رفتیم لب دریا که والیبال بازی کنیم که به سلامتی شما با توپ والیبال،فوتبال بازی کردیم.بعدشم رفتیم تو دریا و یکم شنا کردیم و واترپلو بازی کردیم.همه ی بچه ها بعد از بازی رفتن اما من و مسعود موندیم کنار دریا و یک گودال درست کردیم و رفتیم توش و از خودمون عکس گرفتیم اما متأسفانه،عکس با گوشی یکی از دوستان گرفته شد که بعد یادش رفت برای ما بفرسته. شب اونجا بودیم من از غروب آفتاب یه چندتا عکس گرفتم

 

 

از طلوع آفتاب هم عکس گرفتم

شب بعدشم اونجا بودیم.شب آخر تا ساعتای 2 کنار ساحل بودیم و آتیش روشن کردیم و کلی صفا کردیم

این قصه سر دراز داشت اما فرصت نشد همشو بگم

تا اردوی بعدی همه ی شما رو میسپرمتون دست بهترین نگهدارنده.خوب و خوش باشین بدرود بای بای



+ نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/٢٦ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ توسط محمد جواد جهانگیری نظرات ()

درباره ی من




مدیر وبلاگ :

محمد جواد جهانگیری

منوی اصلی

آرشیو

موضوعات وبلاگ

نویسندگان



پیوند های وبلاگ

رنگینک
سما 52
گلستان
باران سبز
My Rubik
نگارستان
TCENG.ir
از نگاه من
تینتیریول ها
..:::باران:::..
Out of Mind
زیر چتر زندگی
Moon Reader
Silent Sound
WANTED BOY
دستهای خالی
پاسبان حرم دل
.: بهار پاییزان :.
منو دوست جونیم
فقط برای امروز ....
باور نکردنی ها !!!
اخبار فناوری اطلاعات
قصه عادت (کیانا جووون)
آموزش ها و رتبه سنج گوگل
my painting with color pencil
بنویسیم عشق بخوانیم مزخرف
همدم ملیسا...!؟ تنهایی و خداش

ابزار











   RSS  

Powered By : Daimon

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ vampire محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط Daimon

رفتن به بالای صفحه


Daimon