نامه ی پسرک به مادرش !!!

کوتاه کردن چمن باغچه : ۵ دلار

مرتب کردن اتاق خوابم : ۱ دلار

بیرون بردن زباله ها : ۲دلار

نمره ی ریاضی خوبی که گرفتم : ۶ دلار

جمع بدهی شما به من : ۱۴دلار


مادر به چشمان منتظر پسر نگاهی کرد. لحظه ای خاطراتش را مرور کرد. سپس قلم را برداشت و پشت برگه ی صورتحساب نوشت:

بابت سختی ۹ ماه بارداری که در وجودم رشد کردی : هیچ

بابت تمام شب هایی که بر بالینت نشستم و برایت دعا کردم : هیچ

بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی : هیچ

بابت غذا نظاقت تو و اسباب بازی هایت : هیچ


و اگر تمام اینها را جمع بزنی خواهی دید که هزینه ی عشق واقعی من به تو هیچ است. وقتی پسرک آنچه را که مادرش نوشته بود خواند با چشمان پر از اشک به چشمان مادر نگاه کرد و گفت:

مامان دوستت دارم

آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت : قبلآ به طور کامل پرداخت شده

 

خب امیدوارم لذت برده باشی.

یه احساسی دارم ، نمیدونم تو هم حس میکنی یا نه ، اینکه یه جورایی وبلاگم مثه مرده ها شده یا به عبارتی مثه قبرستون سوتو کوره ، پس شادی روح امواتش صلوات نیشخند

/ 8 نظر / 85 بازدید
باران

[گل]جواد عزیز مرسیییییییی که اپیدی[گل] داداش گلم مطلب جالبی بود بعد این حالت ولی یه پیشنهاد[لبخند] یه اهنگ توپپپپپپپپپپپپپ واسه وبت میتونه وبتو از مردن نجات بده خوشحالم که داری همون جواد می شی [بغل] تا بعد [چشمک][گل][خداحافظ]

ساشا

سلام علیکم حال شما؟چی عجب.این مطلبت که تکراری بود و لی خوشحالم روبه راهی به منم سر بزن[خداحافظ][خداحافظ]

مرضیه

خیلی خیلی قشنگ بود [چشمک] واقعا هم عشق واقعی همین طوره

سما52

یه ضرب المثل طبرستانی گفتی اهل طبرستانی

محمدی

خوشحال شدم که دیدم 2باره برگشتین[لبخند]

غریبه

آخه... يابو، گوسفند، الاغ، بزغاله، اسب، خر، گوريل، سگ، شپش، زالو، گودزيلا، اين همه حيوون، چرا شير سلطان جنگل شده!!!!!!! جالبیش میدونی چی هست حرف من هیچ ربطی به موضوع نداره[خنده][نیشخند][قهقهه]

غریبه

راستی آهنگت خیلی خز عوضش کن [گل]