هدیه ی بینا به یک نابینا

پسر: کاش چشمانم تو را می دید در این صورت  تا آخر عمر در کنارت باقی می

ماندم. آری او نابینا بود اما دخترک با دیده ی جان پسر را تماشا می کرد و از نابینا

بودن پسر ناراحت نبود . روزی خبر رسید شخصی چشمانش را به پسر هدیه

کرده . دختر خدا حافظی کرد و رفت . امروز پسر بیناست ودخترنابینا و چون

اونابیناست پسرگفت

نمی توانم با تو باشم و هنگامی که از در به سمت بیرون می رفت دختر با بغض به

او گفت مراقب چشمانم باش .

 

 

/ 7 نظر / 16 بازدید
کتی

خیلی زیبا بود این که معلوم بود پسرا همیشه نامردن[خنثی][بازنده][زودباش]

عزیز جون

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها بود طلب عشق ز هر بی سروپایی نکنیم

محمد حسینی

سلام خوشحالم که تو هم وبلاگ زدی قالب قشنگیه ماشاالله

امیر

سلام؛ وای چرا از این داستانهای دراماتیک مینویسی[گریه] راستی یه سوال داشتم؟؟؟چرا اینقدر وبلاگت دیر لوود میشه؟؟؟ من الان دقیقا 20 دقیقه هست که منتظرم لوود شه!!!!!!!

sadeghzade

خيلي قشنگ بود . [دست] اين داستان عشق واقعي رو نشون ميده [قلب]، چقدر فداكار [بغل]

rahmati

با اینکه قبلا این مطلبو خونده بودم ولی یادآوریش خالی از لطف نبود خیلی زیبا بود.[دست]

غریبه

20 درصد دوستت دارم 50 درصد عاشقتم ....... 100 درصد سر كاري! [قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]