ناز چشمت

 

 

گفته بودی که چرا محو تماشای منی

آنچنان مات، که یک دم مژه بر هم نزنی

مژه بر هم نزنم، تا که زدستم نرود

ناز چشم تو، به قدر م‍‍‍‍‍‍‍ژه بر هم زدنی

 

ماچ

/ 6 نظر / 47 بازدید
sanaz

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش می کردی تمامی ذرات وجودت، عشق را فریاد می کرد. اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم چشمهایم را می شستی و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی. اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی تا من بر سکوت نگاه تو رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم. ای کاش می دانستی... اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمی شکستی اگر چه خانه ی شیطان شایسته ی ویرانی است. اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم لحظه ای مرا نمی آزردی که این غریبه ی تنها، جز نگاه معصومت پنجره ای و جز عشقت، بهانه ای برای زیستن ندارد. سيلام عسيسم خوسيجل نوشتي پيش ماهم بيا باباي

محمدی

سلام. خیلی قشنگ بودتازه باعکس اون بچه خوشگلترم شده مطلبتون[گل]

ادیب

سلام جالب بود ممنون[گل]

abbas

سلام وب خيلي خوبي داري به من هم سر بزن با تبادل لينک هم موافقم http://abbasatakcharkh.blogsky.com